محل تبلیغات شما
بُهت بی‌پایان این روزهایم بعد از آخرین سُجده‌ در تاریکی محض با لمس خواب کسانی که هستی‌بخش شدند -و با حافظه‌ی خالی و تپش قلبی که موضوعیت پیدا می‌کند،- به بی‌نهایت میل دارد. باران به شیشه می‌کوبد، نورهای آبیِ تیره قلبم را فشرده می‌کنند. حامد ، واقعاً گُم شده است. مچاله می‌شوم، طوری که این کار را می‌توانم تا همیشه بدون نقص و با خلوص کامل انجام دهم. باید می‌گفتم که دیگر نمی‌توانم به فرست ری‌اکشن‌های خامم بها بدهم.

والأشدُّ من الحزنِ، شرحهُ

تقدیم به درد هایم

من دیوونه ام درست مگه توام دیوونه نبودی؟

دیوونه ,نقص ,می‌توانم ,خلوص ,کامل ,انجام ,و با ,تا همیشه ,می‌توانم تا ,را می‌توانم ,کار را

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

نردبام آسمان بیشتر بخوانیم تا بیشتر بدانیم